حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2587

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بماند و وليعهد گردد . باقى اولاد از زن و مرد به هاش‌ديانك كه به آنها تعلّق دارد ، بروند . پس از اين كارها وال ارشك در مدزپين « 1 » ( نصيبين ) مرد و سلطنتش 22 سال بود ( 149 - 127 - ق . م ) . « ارشك اوّل پدرش را پيروى كرد و با اهالى پنت جنگيد . . . . . در اينوقت اختلالى بزرگ در گردنه‌هاى كوه قفقاز در صفحه بلغارها پديد آمد و مردمانى زياد بمملكت ما مهاجرت كرده در جنوب گگ « 2 » ( ياجوج ) در صفحات حاصل‌خيز براى مدّتى مديد برقرار شدند . . . . . » بعد موسىخورن از چيزهائى حرف مىزند ، كه بموضوع ما مربوط نيست و به اين قسمت چنين خاتمه ميدهد « حكايت ماراپاس كاتينا در اينجا تمام شد » . چنين است مفاد نوشته‌هاى نويسنده مذكور و ميتوان گفت ، كه حكايت او ، اگر صرف‌نظر از جزئيات كنيم ، رويهمرفته بتاريخ نزديك است ولى بجاى اسامى خاصّه شاهان اشكانى باسم عمومى ارشك غالبا اكتفاء شده ، بهرحال بقدرى ، كه راجع باشكانيان است ، بطور كلّى ( يعنى رويهمرفته ) با تاريخ موافقت دارد . مقصود از مقدونيها هم همان سلوكيها هستند ، كه اصلا مقدونى بودند . از شاهان اشكانى كسى ، كه با وال ارشك معاصر بوده يكى مهرداد اوّل است ( 174 - 136 ق . م ) و ديگرى فرهاد دوّم ( 136 - 127 ق . م ) و اگر آمدن ماراپاس كاتينا بدربار ايران راست باشد ، شاهى ، كه او را پذيرفته مهرداد اوّل بوده ، ولى بايد گفت ، كه در باب صحّت اين روايت و اينكه كتابخانه‌اى در نينوا بوده ، بعضى ترديد دارند . باردسن « 3 » در باب باردسن بصفحهء 96 اين تأليف رجوع شود . موسى خورن از قول او گويد ( كتاب 2 ، بند 61 - 66 ) : بعد از آرداشس ( اردشير ) پسرش آرداوازت ( ارته‌باذ ) پادشاه شد . او از آرارات ( آغرىداغ ) تمام برادرانش را راند ، تا آنها در صفحه‌اى ، كه متعلّق بپادشاه است ، سكنى نكنند . او فقط ( ديران ) را ، كه جانشينش بود ،

--> ( 1 ) - Medzpine . ( 2 ) - Gog . ( 3 ) - Bardesane .